Monday, May 08, 2006

برده داری در اسلام

با درود به دوستان عزیز
بعضی وقتها که میشینیم و درست به تاریخ نگاه می کنیم و آن خاطرات ایرانیان گذشته را یاد آور می شویم بهتر می توانیم رفتار گذشتگان را مورد تحلیل قرار داد یکی از مباحث انتقادی من در مورد احکام اسلام لغو نشدن حکم برده داری در دین اسلام است و آیاتی که به روشنی این عمل ظالمانه را تائید می کند که در نوشته های قبلی به این آیات اشاراتی کامل داشته ام ولی امروز به
واقعه اشاره می کنم که به وضوح رفتار اربابان با برده داران را نشان می دهد این رفتار نشان از ظلمی که اعراب به پدران و مادران ما روا داشته اند و ما آنها را به فراموشی سپرده ایم و متاسفانه هنوز بعضی از ما ها بعد از چندین قرن سعی در توجیه کردن این ظلم و نپذیرفتن حقیقت را داریم و این واقعیات تاریخی را انکار می کنیم تا کی می خواهیم چنین ابلهانه این احکام ضد بشری را توجیه کرده و
آنرا ربط به آن دوران بدیم دورانی که ایرانیان باستان حتی قادر به درک و فهم برده داری نبودند
در دوران خلافت عمر روزی مردی به نام مغیره بن شعبه که حاکم بین النهرین و قسمتی در ایران بود وارد مدینه می شود تا گزارش حوزه حکمرانی خود را بخلیفه بدهد . مغیره هنگام ورود به مدینه غلامی را با خود آورده بود به نام (ابولولو)مغیره بعد از نماز ظهر همراه غلامش برای گزارش به سوی عمر رهسپار می شود نزدیک به چندین ساعت مذاکرات عمر با مغیره به طول می انجامد و با پایان نیافتن مذاکرات قرار می شود که مذاکرات آن دوروز بعد ادامه یابد بعد از خروج مغیره غلامش با عمر تنها می ماند و به خلیفه می گوید من می خواهم مطلبی را که مربوط به من است با تو در میان بگذارم عمر پرسید چه می خواهی بگویی ؟ ابولول بیان می کند که من مورد ظلم یکی از اعراب قرار گرفته ام . عمر از او نام آن شخص را می پرسد که او کیست و در جواب می گوید اسم او مغیره بن شعبه است خلیفه در این هنگام گفت او که مولای تو می باشد چه ظلمی در حق تو روا داشته آیا ترا گرسنه نگاه می دارد و یا به تو لباس نمی دهد ؟ (ابولولو)گفت نه ای خلیفه او مرا آزار نمی دهد و بمن اختیار داده است که به کارهای سابق خود مشغول شوم که مشاغل قبلی من نجاری و مسگری و از چلنگری هم اطلاع دارم عمر می پرسد برای چه از مولای خود شکایت داری ابولولو می گویید شکایت من از این است که مولای من می گوید که من باید هر ماه یکصد درهم نقره به او بدهم عمر می گوید تمام اوقات یک غلام متعلق به مولای اوست و اگر مولائی موافقت کند که غلام مشغول به کار گردد باید چیزی به مولای خود بپردازد و اینک بگو که از من چه می خواهی ؟ ابولولو می گوید شما خلیفه هستید و همه از شما گوش شنوا دارندشما به ارباب من بگو یا از من وجه دریافت نکند یا به من ماهی ده درهم نقره اکتفا کند عمر در جواب او می گوید من با اینکه خلیفه هستم نمی توانم بنا حق حکم صادر کنم ولیکن مولای تو فردا به اینجا می آید و من با او گفتگو می نمایم روز بعد طبق قرار مغیره نزد عمر رفته و بعد از پایان گفتگو عمر در مورد شکایت غلام او از مغیره سوال می کند که مغیره در جواب می گویداو یک صنعتگر زبر دست است و علاوه بر نجاری و مسگری چلنگر هم می باشد و بخصوص در مورد ساختن آسیاب های بادی بسیار مهارت دارد و در عراق و بین النهرین کسی نیست که بتواند در ساختن آسیاب های بادی با او برابری کند برای ابولولو کنار گذاشتن یکصد درهم در ماه کاری آسان است بعد از مذاکرات مغیره با عمر ابولولو پیش عمر می رود و از او سوال می کند که نتیجه مذاکرات چه شد عمر جواب می دهد که تو یک صنعت گر هستی و کنار گذاشتن چنین پولی برای تو کاری آسان است ابولولو گفت ای خلیفه آیا به مغیره نگفتی غلامی که بتواند در ماه یک صد نقره پرداخت کند برای چه این مبلغ را بابت خریدن خود از مولی تادیه نکند عمر در جواب گفت او مولای توست و من نمی توانم او را مجبور به این کار کنم و تو مجبور هستی که از اوامر مولای خود اطاعت کنی و هر چه بگوید به پذیری ابولولو می گوید ای خلیفه من شنیده بودم که تو مردی هستی عادل در صورتیکه اینک میفهمم که راجع به تو اشتباه می کردم و عمر در جواب او می گوید اگر غیر از این می کردم مرتکب ظلم می شدم آنگاه خلیفه دوم از ابولولو پرسید آیا حاضری که در این شهر (مدینه) یا در شهر مکه یک آسیاب بادی بسازی و ابولولو با کنایه می گوید ای خلیفه من برای تو یک آسیاب بادی خواهم ساخت که تا آخرین روز دنیا برایت گندم آرد کند بعد از اینکه این جمله را ابولولو گفت از خانه عمر خارج شد و عمر رو به اهل خانه کرد و گفت این غلام کلامی را بر زبان آورد که در آن بوی تهدید به قتل می آید و در این بین سلمان فارسی با این غلام در تیمچه بازرگانان روبرو می شود و مدت یک ساعت با او صحبت کرده تا بتواند او را متقاعد کند که خلیفه از مولای او جانبداری نکرده بلکه از مقررات عمومی اعراب راجع به بردگان پیروی کرده ولی او حرف سلمان فارسی را نمی پذیرد زیرا که برای ایرانیان پذیرفتن چنین احکام ظالمانه ای غیر باور بود و آنرا دور از انسانیت تلقی می کردند و بعد از خداحافظی سلمان از ابولولو به او می گوید امیدوارم که باز در مدینه او را به بینم ولی ابولولو گفت بعد از این سفر دیگر تو مرا هرگز نخواهی دید و بعد فردا آن روز ابولولو عمر را بر سر نماز به قتل می رساند و خود نیز در آنجا به شهادت می رسد. به نقل از کتاب عایشه بعد از پیغمبر
رافابس

Comments:
نمیدوم میگن برا این لغو نکردن که عرب ها قبول نمیکردن..
 
اطلاعاتی در این مورد ندارم در نتیجه چیزی نمیگم شادو آسمونی باشی
 
salaam. webloge no mobarak. mikhay in weblogetam filter beshe ba neveshte hat!!! :)))
 
دیگه باید ساخت کاریش نمیشه کرد
 
چرا نمی نویسی
 
سلام
خيلي جالبه كه به همين كتابها و نوشته
ها براي رد اسلام ارجاع ميكنيد اما وقتي كه نميتوانيد از بين آنها دليلي بياوريد آنها را افسانه ميپنداريد
هنوز هم معتقدم با اين نتيجه گيري بسيار سريع با خواندن مطلبي در كتابي نميتوانيد دليلي قانع كننده داشته باشيد چون ميشود در جواب گفت كه اين برداشت شخص شماست
من فكر ميكنم بهتر است نظرياتتان به گونه اي باشد كه هر كس با هر مسلكي آن را بپذيرد يعني حرف حق باشد
 
مهسا خانم سلام من منظور شما را متوجه نشدم میشه واضح تر بیان کنید منظورتان از آنها را افسانه می پندارید چیست
 
با سلام
منظورم اين است كه شما وجود پيامبران و خدا را افسانه ميپنداريد و حاضر نيستيد بر اساس همين متون بپذيريد كه آنها و خدايي وجود دارد ولي جالبه كه يك مطلب از همين متون پيدا ميكنيد و ميگوييد ببينيد ما چه دين و پيامبر بدي داريم!
به قول شما اين ها همه افسانه است پس من هم در جواب اين پست شما ميتوانم بگويم كه اين كتاب افسانه است (هر چند آن را خوانده ام و افسانه نميپندارم) فكر نميكنيد اگر با ديد شما بخواهيم به همه چيز نگاه كنيم ان گاه همه چيز را ميتوان پوچ و بيهوده دانست
در ضمن شما براساس كدام مسلكي ميفرماييد برده داري بد است؟
من ميگويم خوب شرايط آن زمان ايجاب ميكرد كه اينگونه باشد
(هر چند من در واقع نظر ديگري دارم اما ميخواهم بر اساس ديد شما به مسايل بنگرم فكر كنم اگر مثل شما فكر كنم بهتر منظور همديگر را درك كنيم)
 
مهسا خانم سلام ببخشید در این چند روز من در مسافرت بودم و نتوانستم به اینجا سر بزنم در مورد افسانه دانستن پیامبران من هیچ گاه وجود چنین انسانهایی را افسانه نه پنداشتم بلکه داستانهای پوچ قرانی را افسانه ای بیش ندانستم در مورد وجود خود پیامبران هیچ کس منکر وجود آنها نیست ولی بحث بر سر انکار ادعای آنها در مورد پیامبری است نه وجود شخص خودشان
 
شما از گفتار من اینگونه نتیجه گرفتید که من کتب را افسانه می پندارم باز هم تاکید می کنم که من کتاب قران را به شخصه افسانه نمی پنداریم و مخالفت من به خاطر جامع و کامل نبودن و پر از ایرادات آشکار بودن آن است که این کتاب را از گفتار وحی بودن مبرا می کند
 
در مورد برده داری لازم نیست انسان پیرو هیچ دین و مسلکی باشد فقط کافیست انسانیت در وجود انسان وجود داشته باشد در آن صورت برده داری و فجایعی که به این انسانها روا داشته شده در طول تاریخ به خوبی عیان می شود من یک نمونه از داستانهای برده داری را برای شما بیان کردم و شما بجای بیان نظرات خود در مورد برده داری شروع به انتقاد از طرز تفکر و مسلک و پیروی نکردن از هیچ دینی را به من می زنید در صورتی که در عصر امروز یک انسان اندیشمند و متفکر که دارای روح انسانی در وجودش می باشد لزومی به پیروی از افکار پوسیده گذشتگان خود ندارد
 
متاسفانه شما و مدافعین احکام اسلامی وقتی دچار انفعال می شوند و از پاسخ گویی به این ایرادات اساسی عاجز می شوند شروع به سفسطه گری و توجیه کردن این ایرادت و ربط دادن آن به همان برهه از زمان و وپژگی ها و شرایط آن روزگار می شوند در صورتی که فراموش می کنند که قران برای تمام دوران و تمام شرایط از طرف محمد آمده است و اگر شما می پذیرید که این گفتار مختص همان زمان و شرایط همان دوران است پس چه لزومی دارد ما همان احام جزمی گذشتگان را در این دوران انجام دهیم
 
mishe begid manbae oon matlabe tarikhitoon raje be kaabe chi boode?
 
باسلام
يادم نميايد گفته باشم برده داري مربوط به شرايط آن زمان است من براساس ديدگاه شما نتيجه گيري كردم. شما دقت نكرديد من گفتم اگر بر اساس ديدگاه شما نتيجه گيري كنيم به اين نتيجه خواهيم رسيد. برخلاف تفكر شما من معتقدم چيزي كه بد است براي هميشه و در همه زمانها بد است.شما ميفرماييد طرفدار حقوق بشري هستيد كه امروز و براساس شرايط امروز كامل و بدون نقص است خوب پس حقوق بشر مردم هم در گذشته اينجوري بوده و از نظر خودشان درست است.(تاكيد ميكنم براساس نظر شما اينجوري ميشه نتيجه گرفت) تازه تكليف ما چه خواهد شد اگر مثل شما فكر كنيم و آيندگان بگويند ما تفكر احمقانه اي داشته ايم؟ يعني تكليف چيست بالاخره حقوق بشر امروزي كه شما طرفدار آن هستيد خوب است يا نه چون اگر بد باشد كه ماهم ميشويم مانند پيروان دين هاي افسانه اي و كار هاي احمقانه اي ميكنيم كه آيندگان از ما ايراد ميگيرند. اگر هم خوب است كه نبايد از آن ايراد گرفت يعني نبايد در طول زمان كامل شود چون ميشود به آن ايراد گرفت كه متعلق به ان زمان است. چيزي كه خود شما به آن اعتراض داريد و همچنين من. من معتقدم قانوني كه من از آن پيروي ميكنم بايد در همه زمانها و همه شرايط درست و انساني باشد نه فقط در برهه اي از زمان.

در مورد افسانه دانستن پيامبران كمي به نوشته هايتان رجوع كنيد شما حتي منكر وجود خداوند شديد. حالا ميفرماييد من قبول دارم كه چنين كساني وجود داشته اند اما پيامبر نبوده اند. موجوديت قران را قبول داريد اما قبول نميكنيد كه ممكن است از طرف خداوند باشد!!!!

كمي هم به نوشته اتان مراجعه كنيد و ببينيد كه انتقاد توام با نفرت از اسلام بود نه بيان يك حقيقت و پرسش اينكه چرا اسلامي كه داعيه عدالت دارد اما در ان برده داري وجود دارد؟ آنگاه ميشد پاسخ داد و يا شما قانع ميشديد (كه من بعيد ميدانم) يا نميشديد و آن را ربط به ايرادات قران ميداديد.من منكر شرايط بد برده داري و ظلم در حق اين افراد نيستم و حتي افسوس ميخورم كه چرا انسانها بايد اينگونه در حق همنوع خود رفتار كنند. ولي اي كاش از منبعي هم كه خودتان قبول داريد ميفرموديد كه شرايط برده داري در همان زمان در اروپا و آمريكا چگونه بود؟ اروپايي كه 600 سال بود كه مسيحيت را تجربه ميكرد و كليسا و ... داشت و همه امور كشورشان به دست كليسا و برنظر كليسا استوار بود. آيا آنها براي برده داري (چيزي كه به شدت از آن متنفرم) بر اساس دين مسيحيت قوانين تعيين نكردند؟ بر فرض هم كه اسلام برده داري را تشويق ميكند تاكيد ميكنم بر فرض، ميشود بفرماييد كشورهاي اروپايي و يا آمريكا كه امروز شما از طرفداران حقوق بشر آنها هستيد، براساس كدام مسلك و ديني شروع به استعمار كشورهاي آفريقايي و برده داري از آنها كردند؟ آيا در آن زمان از حربه دين و توجيه ديني استفاده نميكردند؟ حال بايد نتيجه بگيريم كه آنها هم مثل اسلام يك دين پوچ و عبث و بيهوده و بدرد نخور و احمقانه و .. است؟ فقط چون افرادي از آن به اشتباه استفاده كرده اند؟ چرا نميفرماييد كه فرانسه براي توجيه استعمار كشور الجزاير در همين چند دهه اخير نه 2000 سال يا 1400 سال پيش، توجيه ميكرد كه استعمار كشورهاي فقير توسط كشورهاي ثروتمند باعث پيشرفت آنها ميشود!!!!!!!
من منتظر ديدن مطلبي از شما در مورد برده داري در مسيحيت و يهوديت و ... در زمان مقارن با اسلام در عربستان هستم.همچنين شما كه به قران و ايرادات ان وارد هستيد خواهشا ايه اي از ان بياوريد كه صريحا و يا حتي با نيش و كنايه برده داري را جايز شمرده است.

از قبل هم بگم كه هيچكدام از اين دينها در اصول خودشان برده داري نداشتند و حتي آن را مذمت ميكردند اما ميپذيرم كه افراد از آنها به نفع خودشان استفاده ميكردند

من ميتوانم خيلي از مستندات و آدمهايي را بياورم و براي شما مثال بزنم، حتي كتاب هاي ايشان را معرفي كنم كه عقايدي مانند شما دارند و پيرو مذهب داروينيسم هستند و ... اما به صراحت راه ثروتمند شدن كشورشان را استعمار كشور هاي فقيرتر (علي الخصوص آفريقا) و تصرف آنها ميدانند!!! پس نتيجه ميگيريم كه عقايد و مسلك شما ايرادات احمقانه اي دارد كه هيچ دفاعي از آن نميتوان كرد.

چرا راه دور برويم امروز در ايران با اين دين بيخود اسلام من نميبينم كه خانوده اي فردي سياهپوست يا ... را به برده داري بگيرد (البته منكر وجود انسانهايي كه به خاطر شرايط مالي تن به استثمار يك خانواده ثروتمند دادند نيستم اما ميپذيريد كه اين مساله ربطي به برده داري ندارد) اما در كشورهايي كه حقوق بشر كامل و از همه نظر درست وجود دارد هنوز سياهپوستان براي داشتن حقوقي مساوي مبارزه ميكنند، هنوز هم براي رفتن به جاهايي وداشتن خيلي از امكانات مشكل دارند، در حاليكه من چنين شرايطي را براي افراد در ايران حتي در پايين ترين و ضعيت مالي هم نميبينم. مثلا همه حق دارند از اتوبوس استفاده كنند؟ در حاليكه در حدود 60 سال پيش سياهپوستان حق استفاده از اتوبوس را در امريكا نداشتند! حال سوال من اين است آيا اين برده داري چند صد ساله در آنجا به خاطر اسلام و ايرادات قران يا حتي مسيحيت بوده است؟ يا ايرادات حقوق بشر بوده است؟
هنوز هم ميشود در روزنامه ها ديد كه به يك ورزشكار سياهپوست در يك ميدان ورزشي توهين ميشود. هنوز هم در آمريكا لفظ كاكا سيا كاربرد دارد. و ممكن است چندي از اين آدمها كه به سياهپوست ها توهين ميكنند مانند شما پيرو مذهب داروينيسم باشند. پس چه مذهب بدي چه عقيده اشتباهي چه فكر احمقانه و بيخودي و .... (اينجور نتيجه گيري مثل ديدگاه خود شما است تاكيد ميكنم ديدگاه من نيست وفقط مثل شما فكر كردم)


اعتراض من به مطلب شما اين است كه ايرادات شما به اسلام مانند اين است كه فردي شما را آزرده و شما در مقابل وي ايستاده ايد مرتب به او توهين ميكنيد و حاضر به شنيدن هيچ چيز نيستيد و در مقابل هم سراسر پاسخي يكسان داريد بدون توجه به اينكه طرف مقابلتان چه ميگويد؟ دفاع ميكند؟ بحث ميكند؟ به شما حق ميدهد؟ و...

اين را هم براي بار هزارم ميگويم من از آن طرفداران دين اسلام كه شما فكر ميكنيد و هم شما هم من از آنها دل خوشي نداريم نيستم
 
ببخشيد كه طولاني شد
 
مهسا خانم ممنون که نظراتتان را رک بیان می کنید در مورد برده داری و در اسلام و حقوق بشر در غرب حرف و سخن بسیار است ولی نمی دانم شما چرا برای توجیه اسلام آنرا با غرب و ادیان دیگر مقایسه می کنید اولا من هیچ کدام از این دینها را قبول ندارم و هیچ کدام را تایید نمی کنم چه دین مسیحیت و چه دین موسویت در مورد برده داری در اسلام بحث بر سر این است کسانی که ادعا می کنند دین اسلام کامل ترین و شیوا ترین دین برای تمام ادوار تاریخ است و احکام آن قابل نسخ شدن نیست می باشد . مهسا خانم اگر شما در کشور های غربی احکام ظالمانه ای می بینید بر انها هیچ گونه ایرادی نیست زیرا که آنها احام را بر اساس عقل و منطق خود پایه ریزی کرده اند و اگر در آن ایرادی وجود داشته باشد به راحتی همگی انسانها آنرا می پذیرند و شروع بع اصلاح آنها می کنند نه به مانند ما بر سر این ایرادات مذهبی سعی در توجیه کردن اینها می نماییم دوما اگر در قوانین آنها ایرادی است به این علت است که از عقل و دانش بشری خارج شده است اگر در کلام وحی و قران شما ایرادی پیدا کردید آنها قابل توجیه نیست زیرا که پیامبر شما این احکام را الهی و از جانب خداوند آورده است
 
ببنید شما نمی توانید این دو مقوله را با هم مقایسه کنید زیرا در یک طرف احکام و مقرارت اسلامی وجود دارد که خودش را به پیامبر و خدا ربط می دهد و آنها را الهی می داند و یک طرف قوانین بشری که قابل تغییر می داند و حالا اگر در این قوانین ایرادی موجود باشد هیچ هرجی بر قوانین بشری نیست زیرا که انها هیچ ادعایی بر دایمی بودن والهی بودن ندارند این ایراد مختص به احکامی است که خود را کامل ترین وجامع ترین احکام می دانندو منبع این احکام را خالق یکتا می داند
 
اگر من طرفدار حقوق بشر هستم به این علت است که قابل اصلاح و تغییراست نه چیز دیگر وهیچ گاه ظلم های بشریت را توجیه نکردم چه در مورد برده داری و چه در مورد سیاه پوستان آمریکا. شما برای توجیه ایرادات قران شروع به بیان ظلم های که غربی ها در مورد کشورهای دیگر کردند می نمایید در صورتی که فراموش کردید که این اعراب و حتی امامان و پیامبران ما برای غارت اموال مردم شعار گسترش اسلام را سر دادن و ملت های بیشماری را به خاک و خون کشیدند و چه فجایعی را به نام الله دروغین خود سر دادن
 
با سلام
ترجيح ميدهم بعد از اين خواننده مطالب و نو شته هاي جذاب شما باشم تا فردي كه باعث عصبانيت و دلخوري شما ميشود
به اميد موفقيت روزافزون شما
 
خواهشا نظرات من را يكبار ديگر بخوانيد متاسفانه شما هر بار كه پاسخي دريافت ميكنيد جوابي نامربوط ميدهيد از طرفي متوجه نشديد كه اكثر بحث را مطابق ديدگاه شما پيش بردم كه باز هم به آن ايراد ميگيريد
 
جناب اقاي
anonymouse
متاسفانه براساس ديدگاه شما به اين نتيجه ميرسيم كه شعور انسانها كامل نيست كه قوانين ناقصي هم بر مبناي آن تعيين ميكنند در نتيجه نيازمند به وجودي كامل هستند تا قوانين كاملي تعيين كنند، آنوقت ديگر نميتوان به راحتي همه دين ها را رد كرد.

در ضمن من شخصا دوست ندارم پيرو قوانيني باشم كه نقصي در ان ها است من دوست دارم براساس قوانيني زندگي كنم كه در هيچ دوراني هرجي بر آن نباشد

ديگر اينكه اگر شما در مقابل دلايلي كه براي رد ايرادات قران و اسلام ميايد توجيه نميشويد لزوما به معناي وجود ايراد نيست، ميتوان مشكل را از فرد توجيه كننده دانست. از طرفي شما كه حاضر نستيد هر گونه دليلي را بپذيريد و ان را توجيه ميدانيد، ميشود بگوييد چه كسي خود شما را تاييد ميكند. فكر نميكنم مدعي اين باشيد كه همه دنيا براساس نظر شما رد يا تاييد ميشود!!!!!!

پس لزوما نظري را كه شما نميپذيريد، ايراد دار و مشكل دار نيست.همانگونه كه طرف مقابل شما ميتواند توجيه نشود و بگويد كه شما فقط در صدد توجيه هستيد به جاي ادله اوردن
 
مقايسه من از اسلام با غرب به اين دليل است كه حقوق بشري كه شما مدعي ان هستيد زاييده همين جامعه است. همانگونه كه اسلامي كه شما به ان ايراد وارد ميكنيد زاييده عربستان است. پس وقتي شما به عربستان ايراد ميگيريد نه به خود اسلام من هم به مهد حقوق بشر ايراد ميگيرم نه به خود ان. فكر كنم عادلانه باشد
 
مهسا خانم اینکه شما حقوق بشر را با قران مقایسه می کنید هیچ مشکلی از جانب من نیست ولی در صورتی که به پذیری این کتاب نیز زایده شده از افکار یک انسان است به مانند حقوق بشر دارای ایرادات اساسی است همانطور که تا بحال هزاران ایراد از قران استخراج شده
 
اگر شماقوانین قران را کامل ترین و جامع ترین در این عصر می دانید هیچ ایرادی نیست می توانید برای همیشه پیرو آن باشید ولی این را هم بدانید این قوانین حتی در اسلامی ترین حکومت که به قول روحانیون می باشد نیز قابل اجرا نمی باشد قوانین به مانند سنگسار دیه زن و مرد ربا که مشاهده می نمایید در هیچ یک از بانکهای ایران انجام نمی شود و دهها قانون و طرح دیگه که همگی دارند به موزه های تاریخ می پیوندند ولی هیچ اجباری نیست شما می توانید با همان قوانین 1400 سال پیش زندگی کنید
 
شما به آیه 34 سوره لقمان نگاه کنید در آن اشاره شده است که علم دانستن کی باریدن باران پسر و دختر بودن فرزند در رحم مادر خبر از آینده و کدامین سرزمین انسان مرگش فرامیرسد اینها اسراری است که فقط خدای محمد ازآن آگاه است ولی شما میدانید که در علوم جدید در این چند دهه اخیر پیشرفتهایی شگرف در زمینه هواشناسی و پیش بینی هوا بوجود آمده و یا دانستن جنسیت فرزند در داخل رحم مادر همگی چیز بسیار بدیهی است که در تمام دنیا انجام می شود ولی باهمه این ایرادات اگر شما باز این قران را کامل ترین و بدون ایراد می دانید چیزی جزاثر دین ارثی بر شما و شرطی شدن افکار شما نیست
 
متاسفانه پاسخي نوشتم كه به دليل مشكلات اينترنتي پاك شد اگر فرصت شد ميگويم
 
ببخشيد كه بعد از يه مدت طولاني دوباره به سايتتون سر زدم و كامنت ميگذارم. در اين مدت سرم شلوغ بود و وقت پاسخگويي نداشتم به جز موردي كه در جواب اون دوست هكر نوشتم

در مورد ايراداتي كه گفتيد فكر ميكنم يكي يكي بحث كنيم. بهتر است. قبل از اينكه شروع كنم اين را بگويم كه اين نظرات من است و اگر شما قبول نداريد نبايد برچسب توجيه به آن بزنيد. متاسفانه هر دليلي براي شما آورده ميشود توجيه است و غير قابل قبول اما ظاهرا همه دلايل شما در موارد مشابه منطقي و عقلاني است!!!!!!!!!!!!


در مورد ربا شروع ميكنم: اصلا تعريفي كه از ربا در اسلام ميشود با آنچه شما ميفرماييد متفاوت است. به طور خلاصه ميگويم كه ربا در اسلام يعني شما پولي را از فردي بگيريد و در ازاي به امانت گرفتن پول مبلغ معيني را ماهانه يا روزانه يا هفتگي و ... بپردازيد تا زماني كه پول در امانت شماست و همينطور وقتي پولي را قرض (در حقيقت همان امانت )ميدهيد تا زمان صاف شدن قرض همان نرخ اجاره يا نرخي را كه به آن اصطلاحا بهره هم ميگويند دريافت داريد.و اصل ان هم دريافت داريد مثل حالت اول وقتي كه پولتان را به كسي امانت ميدهيد.
اين يعني ربا. اگر دوست داريد بيشتر بدانيد ميتوانيد مطالعه كنيد! البته يك مطالعه بدون قرض و به منظور يافتن حقيقت. اين را هم در پرانتز بگويم منظورم از حقيقت تعريف حقيقي اسلام از ربا است.

البته بعضي از علماي اسلام معتقدند كه اگر اين نرخ هنگام قرض جبران نرخ تورم را بكند حلال است و منع شرعي ندارد كه من هم فكر ميكنم عادلانه تر است.

حال اگر شما به فردي پولي بدهيد و او به شما اعلام كند كه من مثلا فلان فعاليت اقتصادي رابا پول شما انجام ميدهم و سود حاصل از آن را به شما پرداخت ميكنم و اگر روزي هم ضرر كردم شما به اندازه پولتان در ضرر من شريك هستيد ديگر ربا نميشود. حال اگر اين فرد دست به هيچ فعاليتي نزد و يا كار خلاف ديگري كرد يا از طريق قرض دادن پول شما به شكل ربا ماهانه به شما پولي پرداخت كرد شما هيچ گناهي نداريد تا زماني كه متوجه شويد بعد از آن هم ميتوانيد طلب مال خود را بكنيد. اين نوع معامله هها هنوز در بازاز ايران كه به شكل سنتي و قديمي در گردش است رواج زيادي دارد و تمام علماي اسلامي ان را ربا نميدانند

اما بانك هاي امروزي: در روند بانك هاي امروزي براساس 14 عقدي كه بانك با شما ميبندد در حقيقت شما را در سود شريك ميكند و ميزان اين سود را هم براساس علم اقتصاد و سودآوري فعاليت هاي مشابه و تكنيك هاي اقتصادي تعيين ميكنند. در مورد ضرر هم وقتي بانكي ورشكست شود مسلما شما در ضرر شريك ميشويد از طرفي چون بانك ها در فعاليت هايي سرمايه گذاري ميكنند كه براساس تخمين هاي اقتصادي حتما سودآور خواهند بود در نتيجه مشكلي در مورد احتمال ضرر و .... نيست (اينكه بانك از روش نادرستي استفاده ميكند و يا تخمين هايش اشتباه است هرجي بر شما نيست شما براساس مدارك مستدل توسط بانك قانع شديد كه اين فعاليت سودآور است و اگر اعتراضي داريد خودتان بايد برويد و اصل ماجرا را كشف كنيد اينكه آيا واقعا اين فعاليت سودآور است يا نه؟ البته به نظر من چنيني فعاليت هايياحتمال ضرر كمي دارند چون معمولا بانك ها به راحتي منابعشان را در جاييسرمايه گذاري نميكنند و از طرفي به دليد دسترسي به يك سري اطلاعت سياسي معموملا در زمينه سرمايه گذاري ضريب اشنباه كمي دارند.) براي همين است كه بانك ها سودعلي الحساب تعيين ميكنند (من فرقي بين كلمه نرخ بهره و سود سپرده نميبينم اما خوب در ايران به خاطر بعضي از عقايد دگمانه بينشان فرق گذاشته اند) و در اخر سال با توجه به ميزان سوددهي فعاليت سود قطعي را تعيين ميكنند.
پس براساس قانون سعي شده كه اسلامي باشه اما در عمل به گونه اي ديگر عمل ميشود

حال اينكه به خاطر شرايط بد اقتصادي بازارهاي مالي و پولي ايران درست شكل نگرفته اند و دچار ايراداتي هستند و ان چيزي كه اسلام مد نظرش است اجرا نميشود ربطي به اسلام ندارد و مربوط به ايرادات داعيه داران اجراي اسلام است

از طرفي اگر سري به كتاب هاي توسعه اقتصادي بزنيد ميبيند كه خيلي از شرايط كشورهاي كمتر توسعه يافته با هم مشترك است از جمله مشكلات سيستم بانكي و غيره.
پس ايرادي به اسلام نيست چون اون كشورها مسلما مسلمان نيستند مثل مكزيك، كوبا، آرژانتين، برزيل و .....
منظورم اين است كه مشكلات نرخ بهره در بانك هاي امروز ايران ناشي از دين اسلام نيست و به اين معني هم نيست كه چون اسلام نميتواند اجرا شود پس ايراد دارد. اسلام در اين شرايط درست اجرا نميشود و يا اينكه به دليل شرايط بد اقتصادي ابزار لازم براي اجرا ندارد نه اينكه چون اجرا نمي شود يا نشده است پس ايراد دارد اين شرايط كشور ما است كه اجازه اجرا نميدهد نه ايراد اسلام. اگر به شرايط سيستم هاي بانكي كشوري پيشرفته مثل آمريكا نگاه كنيد ميبيند كه مطابق نظريه اسلام اداره ميشود و معمولا همون وظيفه رساندن منابع مالي را به دست سرمايه گذار دارند نه نقش سرمايه گذاري. متاشفانه به دليل مشكلات اقتصادي و كمبود منابع مالي در ايران يكي از نهادهايي كه منابع مالي عظيم براي سرمايه گذاري در اختبار دارند بانكها هستند و اين مشكل ايجد كرده نه ايراد اسلام. پس حالا اسلام ايراد دارد؟ در حالي كه در يك كشور غير اسلامي نا خوسته شرايطي ايجاد شده كه مطابق ديدگاه اسلام است


بهتر است در مورد نرخ بهره و ربا كمي كتاب هاي اقتصادي بخوانيد قبل از من و شما خيلي ها اين بحث ها رو مطرح كردند و اين بحث جديدي نيست حتي اگر به منابع عرب زبان ها دقت كنيد ميبينيد كه سالهاي سال است در اين مورد بحث كردند هم چنين منابع فارسي

پايان نامه هاي زيادي هم در اين مورد نوشته شده ميتوانيد بخوانيد

اگر هم بعد از اين مطالعات بازهم فكر كرديد كه توجيه است ديگر خودتان ميدانيد

در ضمن در اسلام شما مسئول رفتار ديگران نيستيد يعني اگر قرار بر يك معامله صحيح باشد و طرف ديگر ناصحيح رفتار كند هرجي بر شما نيست
 
Post a Comment



<< Home

This page is powered by Blogger. Isn't yours?